تبليغاتX
چرت و پرتهای هنگفت

چرت و پرتهای هنگفت

در سرای من چه میگذرد ...


 

اوج گزارش خیابانـــــــــــــ ـــی در بازی هلند ـ اروگوئه :

" ببینید ، توپی که زده میشه ، و تو پی که گرفته میشه ... "

تازه ، از هـــــلــــِند هم بگذریم !!!

فکر کنم تازه یاد گرفته جمله ی مجهول بسازه

البته گزارش خیابانـ ــــــــ ـی ، بیــــــــــ ـــــلا خـــی بود به همه ی مخـــ ـالـــفان که به همه بفهمونه هنوز "آقــــا" بازی با گزارشش رو دوس داره   

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/04/16ساعت 14:41  توسط minichert  | 

حکایت یک روز خبر دیدن

 

 

خبر داغ داغ :

امروز ۱۳ تیر ماه ۱۳۸۹ خبر ســــــ.راسری ساعت ۱۴ ، با نشان دادن تنها ۳ بار عکس ا.حـــ.مــ.دی نـــــــ.ژاد و خواندن ۳ پیغام از طرف وی ، رکــــورد کمترین حضور ا.حـــ.مــ.دی نـــــــ.ژاد در خــــــبر ســــــ.راسری در سالهای اخیر را زد . مسئولان کتاب گینس ، در حال ضبط و ثبت این واقعه ی بی سابقه هستن .

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/04/14ساعت 2:22  توسط minichert  | 

 

 

مســـــکـــــونـــــی

انــــــگشت

.

.

کلا ایرانی های قدیم ، علاقه ی خاصی به ساختن کلمه با مایتعلقات پشت داشتن !!! در همین راسته، فعل کـــــردن رو هم صرف کــــردن .

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/04/07ساعت 5:13  توسط minichert  | 

و بگو ماهی ها حوضشان بی آب است

 

اگر از احوال جویا بشین ، زخم بستری برداشتم . نفهمیدم چطور شد که ۲۹ تا امتحان رو تو ۳ روز، واقعا دادم .... بماند . روزگار غریبی (طِ خونی) است .

دیروز بالاخره به عامل انــــ.ـحرافم پی بردم : کتاب انگلیسی دوم راهنمایی ، درس آشنایی با fat thin و tall . در بین همه ی اینا پسره لاغر بود و دخـ...ـتــــــ.ره چاق ، منم امتحانشو داشتم و مجبور بودم چند دفعه بخونمش و ..... این شد که منـــــ.ـحرف شدیم . آخه من از کوچیکی از آدمای چــــــ.ــاق خوشم میومده .


تولد نوشتِ یک : "در آن گیرو داری که چرخ زره پوش از روی رویای" مان "گذر داشت" ، در همین صدا و اثنا ، خدا خواست که موجود پلـــیــــ.دی به نام مــــینی چـــرت ( رت ) ،  آفریده شود  ....... و "تب تند رسیدن" داشت .



تولد نوشتِ دو : تولد آیات عزیز ( کوهان اشتری در بیابان ( از لحاظ پری مطالب ) ) بر تمامی امت آیات پرور عزیزمون مبارک باد ... ( ببخشید اگه تاــــ.ـخیری بود تبریک گفتنمون )


دل نوشت : دلم هوس یه پست دپ و عرفانی کرده ... یا حایــــــــده تو هوای گرم و شرجی کیش با یه شکم پر و سیر ، شب تنها توی خیابون راه بری و باش بخونی ... به چشمای تو سوگند ... 


 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/03/30ساعت 2:13  توسط minichert  | 

عنوان دارد . . .

 

 

 

عالاله قنچه کــ ـــرده
کاش بودی و می دیدی
کبوتر بچه کـــ ــــرده
کاش بودی و می دیدی


قانون نوشت :
۱- شک ندارم اون زمانی که انیشتین به قانون نســـبــیت پی برد، خبر از نبوغ ۳پـــــ*ـاه در بکار بردن این قضیه در گــشـ**ـت ها نداشت !!! و گرنه آلاله ، ع را بر نمیگزید و غنچه ، ۲ نقطه ای برای دادن به آلاله (ع) نمیشد !!!

۲- به گمونم اون بچه ای که کبوتر کـــــ ــرده ، جکسون (ره) بود .

شعار این هفته :
د***ا***فـــــامونو دیدن ، همشون گــــ ـر***خیدن . . .

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1389/03/21ساعت 22:18  توسط minichert  | 

به تو چه دخــــــــ ـــتر ندیده

 

 


دخـــــ تره
تا حالا سر ســـرخ و سفــید ندیده ،
انتظار داره روز زنـــ رو بش تبریک بگم !!!

روز زنــــ و روز هـــزلـــولی ( بــا کــــــــ ـره ی ارتـــجــــاعــــ ـی ) ها مبارک.

 

 

 

 


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/03/13ساعت 20:51  توسط minichert  | 

تا خـــم نشوی تــــــو نرود

 

 

اوه اوه . خدایا شکرت .
نمیدونین چقدر خوشحالم .
بعد از ۱۰ روز بالاخره جــــنــــب شدم !!! داشتم لباسامو میپوشیدم که برم آزمایش هـــاملـــگی بدم که یـــــــهــــو شدم. اشکال از خم نشدن بود.  

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1389/03/07ساعت 16:45  توسط minichert  | 

 

 

با اینا حواسمو جمع میکنم

با این چیزا عشقمو ، محکم مـــیــــ کــنــم

...................................................... گریه نکن

 

+: تنها نکته ی مجهول چیزایی که میشه باش عشـــقـتــونــو محکم بـــکــنــیــن ، مثل نوشابه های انرژی زا .

 

 »» من نظرات پست قبلی رو نبسته بودم . ظاهرا دیفالت خودش شده بود تاییدی . اصولا ادم بازی هستم مثل فکرم و البته آنچه در تحتم هست ( آنچه = ما )

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/02/28ساعت 4:17  توسط minichert  | 

nobody can f...u....c...k me just everyone

خب با ۲ تا سوال، پست جدید رو شروع میکنیم:

>>> کدام یک لذت بخش تر است ؟

۱- عارق زدن و فوت بعد از آرق

۲-گــــوز کندن در ماشین و اتاق دربسته

۳- و مهمتر از همه ، دست کردن تا انتها تو دماغ جلو روی همه ( و البته شکلک افتخار )!!!

>>> با کدام یک از عروسکهایی که تا به حال داشتین بیشتر بازی کردین ؟

( چون جوابش یکیه واسه همین هم گزینه ها رو ننوشتم !!! )

 

قانون نوشت :

خب هر شروعی حتی دوباره شاید با یکم لوسی همراه باشه .

اون دنیا کالیبرم دهن باز میکنه و از من شکایت میکنه بابت این پست !!!

دعا نوشت :

خدایا ، اونقدر تند بزن تا خ ار شهر خیس شه !!!

+ نوشته شده در  شنبه 1389/01/21ساعت 2:32  توسط minichert  | 





ای بابا ، از ساعت هم شانس نیاوردیم .

6 ماه طول کشید تا 1 ساعت ، ساعت اتاقمو بیارم عقب ، زدو یهویی ساعتا رو آوردن جلو .


دست خودم نیست به هیچکی سر نمیزنم ، دلم از حوصله ی بادها سررفته است . از شب اشراق و بلوغ ، شب تنهایی تن ، من ، و دلی دلخسته . خسته ی شوق لقا .
                                                                     دلم از تنهایی بادها گرفت . 





+ نوشته شده در  شنبه 1389/01/07ساعت 23:53  توسط minichert  |