سالهای پریـــ..ــودی


امشب دیگه نزر کرده بودم آپ کنم . واسه همینم سلامُن علیکم ایهال بی معرفتون !!

بابا معرفتتون ما رو مرده !!! حداقل یه سری یه سوتکی چیزی میزدین میفهمیدیم نمردین . یه لحظه حس کردم دارم چت میکنم بگذریم . حداقل یه آرزوی مرگی چیزی هم میکردین بازم قبول بود . حالا ...

فک کنم الان دیگه همه فهمیدن که من چندین وقته که دچار عاضه ی پریـــــ...ــودی مطلق در ناحیه ی مغز و انسداد در ســوراخ روان و افکار شدم !!!

این چندین وقته به دلیل تحمل فشار های عصبی ، فوق عصبی ، اولترا عصبی اکسترا عصبی ، و همچنین هایپر عصبی و نیز دیدن صحنه های غم ، غمگین ،غمناک، غمگولانه ، دختری بر قبر مادرش ! زجه های یک زن فاحـــشه در زیر دست و پای مردی که نمیخواست او را بکند ! و خلاصه همه ی اینا دچار عارضه ی میگرن به طور مطلقا و بی چون و چرا و به صورت پیوسته و بدون نقطه ی نا پیوستگی در ســـوراخ مغر شده ایم .
این چند وقته فرصتی دست داد تا زندگی رو با همه ی ابعاد حس کنم از جمله مرگ !! سردردهای فوق سنگین و رسیدن به یه سری فلسفه ی تخــــ...ــمــی !!
میبینید !! جز چرت و پرت که تخصص منه چیزی نمیگم ولی کلن این چند وقته پشت دیوار خوش گذشتن پرسه میزدیم و هی این پاسبانه با چوبش میزدیمون .
راستی !! میخوام اسم وبلاگ رو به دلیل رو به خز شدن عوض کنم . شما پیشنهادشو بدین . بابا مردیم از بس وبلاگ با عنوان چرت و پرت دیدیمو و ریــــ.دن تو این اسم !!
تو این چند وقته فرصتی هم دست داد که شاعر گرانقدر هم یه شعری از خودش در کنه :
شاعر میگه :
" گـــه بخور
روی سرش تلو بخور
با آب ســرش چی توز بخور "

البته هرگونه مشابهت اسمی با بعضی شرکتها کاملا اتفاقی است مثل " گـــه "
.
.
.
بگذریم حرف اصلی اینه :
راستی بالاخره نفهمیدیم مال این امام چه اندازه ای بوده : 20 متر بوده 30 متر بوده البته شهر تا شهر مردمش عقاید مختلف دارن مثلا من شنیدم که یه عده از شیرازی ها اعتقاد دارن که مال امام 20 متری بوده بعضی ها هم عدد 30 رو به متراژ مال امام ربط میدن بعضی از مناطق این شهر هم معتقدن که مال امام در موقع فوت 15 متر بوده . به هر حال الله و اعلم از متراژ مال هرکدوم از ما ها !! راستی مال شما چند سانتی متره؟!میگن هرچی درجت بالاتر بره سایزش هم بالاتر میره . امام که دیگه جای خود دارد .

eeeeeee تو رو خدا میبین بادمجون تلخ تلخ باشه اما تخـــــ...ــم داشته باشه . اینو سرلوحه کنین لطفا . تو گلوم مونده بود باید میگفتم ( در باب اهمیت وجود و وجوب تخـــــ...ــم در بشریت )

راستی دیدین تو این فیلم مسخره که هر شب میذاره شوهر رو کرده چه معذلی ؟ یکی نیست به این زنه که چاک دهنش در هنگام خندیدن قد گف پای بنده میشود ، بگه عزیزم دور دور جـــــ...ــــغ زدنه و همه به خواص شامپو تخــ.یــ.ریه صحت پی بردن .

خدا رحمتش کنه .

یادش بخیر آقام خمیــنی همیشه میگفت : رفیق اونیه پسرم که در احوالت جویا بشه . از احوالت با خبر بشه نه اینکه سر تخــ.مــ.ش باشه . اگه اینطور شد روی جفت دو تار پشمات جا داره عزیزم .

تا گــــ.وزیدن بعدی این مغز پـریـــــ.ــود ما فعلا .

راستی : ممنون از اظهارات قشنگتون راجع به دو..دو..ل بنده ی ما

خاطرات یه آدم سگ ح ... ر - 2

بالاخره کـــ..ونــ.م شد آپ کنم . هر موقع که میومدم آپ کنم یه چیزی پیش میومد . خب اینم از پست جدید و یخ زده :

بالا نوشت : تخـــ...مـ..ـهایت کو ؟ در فلق بود که پرسید سوار

لازم نوشت 1 : خداوندا از تو برای جور شدن خانه های خالی در عین نا امیدی شکرگذاریم !!
لازم نوشت 2 : تمام شد ، رفت با همه ی لذت 4بار این دفعه . همخوابی باهاشو خیلی دوست دارم . آغوشش یه مزه ی خاصی داره . امروز هم پریــــ....ــود شد .

eeeeeee !!! دیدین باز چی شد ؟ خواهش میکنم به شانس این بنده نخندین .
زنگ زدیم به زیـــ..ــد محترم !! و تاحالا تو عمرش از این خوابای حـــ..ـشری گونه ندیده بود
من :خب چه خبر ؟ چکارا نمی کنی ؟
ز: هیچی راستی دیشب یه خوابی دیدم         من : چه خوابی ؟ چی بود ؟
ز: از اون خوابا بود ، خوابای خوب خوب            من : به به ، مبارکه بالاخره لذتشو تو خواب هم حس کردی
من : خب کجا بودیم داشتیم چکار باهم میکردیم ؟

-- آقا ماهم از همه جا بی خبر رفتیم تو فاز زیر شکممان ، و همچین که داشتیم حرف میزدیم ، کم کم داشتیم شل میکردیم و یه جاهای دیگه رو سفتش میکردیم !! یهو جواب سوال بالا رو شنیدم

ز: هیچی تو نبودی !!!!                      من : من نبودم ؟! پس کی بود ؟ با کی بودی ؟
ز: کسی نبود خودم بودم با خودم !!!!!!!

نمیدونین چطور جا خوردم چطور بهم برخورد . خانم داشته جـــــ......ـــــغ میزده تو خواب!!
ابولفضل ب.یل.اخ.ی عارف و منشی قرن 21 ام در باب حال و احساس مان چنین آورده :

عقابی بودیمو بر آسمانها سلطنت داشتم . آسمانی بودیمو توشه ی بهشتی روزی داشتیم . ملک بودیمو بر ملک کبریایی نظر داشتیم . موج بودیم و بر اقیانوسها خانه داشتیم ، دل به اهل بالا بسته بودیم و کمتر نمیخواستیم ... ناگاه :

موش شدیم و در سوراخی جستیم از کرانه بجستیم و به بیگانه پناه سپردیم ظلمانی شدیم و تارک دنیا گشتیم . خــوایـــه سوازاندیم و جـــ...ــغ را تمنا داشتیم . کشتی بر گل نشستیم و چاک خورده گشتیم موج بودیم و به ساحل عارض گشتیم !!! خلاصه بی.لــا.خ رو جلوی چشمامون احساس کردیم . قدیمیا میگفتن از عرش به تشت خوردن و جدیدن همونی که احساس کردمو میگن .

خلاصه آره ، تخــ...ـمامون یخ زد !!!

پ.ن : صبحا همه میمیرن . امروز یکی دیگه سه روز پیش مرده بود .

پ.ن 2 : امتحانا هم تمام شد . خوابم میاد .

پایین نوشت : یک نفر باز صدا زد : مردم تخـــ...مـ..ـهایتان کو ؟