شاباش داش ماش کاش لــــاششششش



به همتون تبریک میگم
دیروز روز جهانی توالت بود ...
پس فردا هم احیانا روز جهانی ان
۲ روز بعدش نوبت شــــــاش محترم میرسه ،
یه هفته بعد ک.... ول کن بابا ، کی جمعش کنه اینهمه کثافت رو ... اصلا کی وقت میکنه تبریک بگه


پ.ن اساسی : من واقعا نمیدونم چرا هیچکی نمیفهمه من چی میگم حتی خودم ، و حداقل از بقیه انتظار دارم اگه من نمیفهمم ، بفهمن . موضوع خیلی سادست ، با تمام غمهایی که دارم بارون همشونو میشوره و به اندازه ی زنــــــــــا بم حال میده . حال باز بپرسین چی شد  ولی فک کنم اگه پستهامو صوتی بدم بیرون ( با صدای نکرم ) خیلی بهتر باشه . یه آهنگ هم دادم بیرون به زودی آهنگ همینجا میکنم که هر وقت میاین گوش بدینو لذت ببرید

بارون میاد عمم پشت خونه نم نم

بارون بیاد ، دل آسمون هم بدجور تنگ
تو ماشین ، پنجره پایین ، با تمام غمهای زندگی ،
به اندازه ی دومین زنــــــا بعد از ۳ ماه بم حال میده .

پ.ن :۱-الف: جمله ی پایینی واسه این بود که یه چشمه از خودمونو نشون بدیم
       ۱- ب :اینجا هر دفعه خورشید از یه ورم طلوع میکنه ، یه بار از وسط ، یه بار از بالا
       ۲- الف : بعد از ۲-۳ روز به خاصیت این نعمت الهی ، دست ، پی بردم که چه غنیمتی است و مننت نمیخواهد .

شب سرشاری یک شاخه

 


من در ابتدای صبح ، پروانه ای را دیدم که بالهایش جای گرد تمام غمهای بشر بود . 
                   و چه آزاد ، دنبال غمی نو ، هوای کوچه های بدبختی را باد میزد .

خدا به داد ظهرمان کند .

 

 

داشتم باهاش نیمه منطقی صحبت میکردم که مغزم اتصالی کرد  .
تو درگاه اتاقم وایساده بود ( پر بود از احساس سفسته )
یهو صدام رفت بالا ، بالاتر ، رو همین صنــــدلی نشسته بودم . داشتم به 100 در صـــد ظرفیت صدام میرسیدم
رفتم ، از پی تدبیر رفتم ( انسان وقتی دلش گرفت از پی تدبیـــر می رود ، من هــم رفتم )
عینکم ( عینکی که چندین ساله دارمش و پـــا به پـــام بزرگ شده ) رو دراوردم کوبـــوندمــش به در . احســـاسش بــد نبـــود .
ایستــاده بود و زجه هامو تماشا می کـــرد .
بلند شدم ، رفتم طرفـــش ، دنبال چیــزی می گشتـــم که تو اوج عصبـــانیت ارضام کنه . رومـــو برگردونــدم به چپ ، دراورم با کلی وسایل روش بود ، شک نکردم ، همینطور که داد میزدم زدم زیرش ؛ محکم ؛ رفت تو پنجره ؛ ( چه احساس خوبی !!! )
یهو دیدم خواهرم با صورتی سرخ از گریه داره میدوی طرفم ، گرفتم ، صورتم مثل لبـــو ســرخ شده بود ، تو تمام این مدت هم داشتم داد که نه ، هوار میکشیدم ، بدجور ، باهون ۱۰۰ درصد ، صدام شبیه مرغ پرکنده ای بود که به جرم اخــــ.تشاش ، گرفته بودنش .
گرفتنم انداختمنم رو تخت ،به خودم میــــلرزیدم ، باز و بسته شدن کوچکترین رگ مغزمو حس میکردم ، باز هم داد میزدم . ولم میکردن همه چیزو میشکوندم ، آخه خیلی حال میداد ، واقعا تو عصبانیت خوب با آدم همدردی میکنه .

داد نوشت : وای ی ی ی ی ی ی ی ی ی !!! خدایا آخه مگه من چه چیزی مجهولی گفتم که از ۱۲ نفر ، ۹ نفر جوری کامنت میذارن که انگار اصلا تو این کشور به دنیا نیومده بودن و تاحالا هم پاشونو اینجا نذاشتن !!! بابا ۲ دقیقه ، فقط ۲ دقیقه اون تلویزیون رو روشن کنین و به آمارهاش خوب توجه کنین !!! فقط و فقط از سال ۸۴ به بعد رو نشون میده و میگه قبلش اصلا منفی بوده ، یا اصلا نبوده . بعد واسه من میره ۱۳ آبـــان !!! خب عزیزم وقتی از جفت دستت خبر نداری ، نرو شعار بده : میـــــ.رحسیــن کوفته، کــ.روبـــی زهرمار باد !!!
درضمن نوشت : درضمن اون شعر من مگه چش بود !!! اون قدر احساسی بود که خودم ۴ بار باهاش جـــ.غ زدم . 

توجه توجه !!!

عوض شدن مبدا تاریخ ایران از "ورود آریایی ها به فلات ایران" به "سال ۱۳۸۴"  !!!

و اگر در این بین هم مگسی تولید شده ، یا چــــ.سـ.ـی رشد کرده و به ان تبدیل شده مربوط به سال ۱۳۸۴ ( علیه السلام ) می باشد .  قبل از سال ۱۳۸۴ ، دنیا در دِیم ( به کسر دال و سکون یا ) مطلق به سر می برد .

خیلی یخ خیلی ! بی نمک !

میدونین این چند وقته بدجور فکرم مشغول بود !! نتیجش تو ۲ خط میگم خدمتتون ( توجه به عنوان مطلب ) :

1- " گشاد " یعنی گشـــ.ت ارشـــــ.اد .

2- خیلی تو این فکر بودم که معادل انگلیسی paste چی میشه ، دیروز فهمیدم که انگلیسیا میگن CTRL + V

پ.ن : اولا ممنونم واقعا از اظهارات لطیفتون راجع به احساسات زمخت من !!! بعدشم هر آنکه را تخـــــ.م نیست حرام است پای در من گذارد !!! بعدشم من آدم نیستم ، دسته هم نیستم ، دسته ی آدم هم نیستم ، یه چیزی هستم مزخرف مثل عسل !!! همونی که هر روز صبح میخورم .

اعلام برنامه های چرتی

دیشب اومدیم اعلام برنامه ی فردا یعنی امروز رو بکنیم اما خب ، خواب بر چشمای قشنگ و مبارکمان چیره یافت . اشکال نداره برنامه های فردا رو به عرضتون میرسونیم :

۷:۱۰ پخش مستقیم ورزش و مردم یا چگونه راهپیمایی کنیم در ۳ ساعت

۱۰:۱۰ تکرار پخش راهپیمایی احشام و گوسفندان از میدان بز !! تا انتهای خیابان چـــ.س !! به مدت ۲۰ ساعت همراه با پخش آگهی های تلویزیونی

۳۰:۱۰ ادامه ی تفسیر و بست راهپیمایی فوق الذکر از شبکه ی ۲۰:۳۰ از جانب آقا ، کامــران نجـــف زاده ی سر تنگی ، از پاریس معلی و پخش چهره های سرشناس و پایه ی راه.پـیمایی ها !!

۴۰:۱۰ پخش مستقیم تظاهرات مردم آمریکای جهانخوار در روز ۱۳ آبان بر ضـــد دولت و تجمع در مقابل کاخ سفید و خواستار اعدام مجدد عوامل جـــاســـوسی .

۴۵:۱۰ پخش زنده ی سخنرانی آقا ملا قلی خان دری خانلری ( حفظه شکم ) برای حــــ.وادث پس از انتـــــ.خابات ، به مناسبت ۱۳ آبـــان .

۵۰:۱۰ پخش تکرار زنده ی بیشتر دختران چادری و پسران بســـــ.یجی تظاهرات روز قدس به مناسبت ۱۳ آبـــ.ان .

۵۲:۱۰ ویژه برنامه ی کشف اسناد و مدارک جاسوسی مــــوســــوی و کـــروبــــی در سفارت آمریکا در آبان ۵۹ !!!

۵۵:۳۰ تکرار پخش زنده ی اعتراف خواننده ی یار دبستانی به اینکه این سرود را به عشق بسیجیان خواننده است !!!

۶۰:۴۰ ویژه برنامه ی کودک و نوجوان از همه ی شبکه ها با حضور مقـــــ.ام معــ.ظم رهـــ.بری ( قطع الید )

--- بعدا یه چیزایی راجع به تغییر مبناها در دولت جدید میگم !!! فعلا همینو بدونین که شمار روزها از مبنای ۲۴ به مبنای ۷۰ تغییر کرده .

جان عمه های بــ.اکـــ.رتون ، این مســنـــجرها رو باز کنین . سپــــوزانــدینـــمان ، فــ.رجــــه کش ها !!!!

آپدیت نوشت : «حسابشو بکن بعد از 2 ماه ، کـــــ.ون مبارکو جمعش کنی و ماشینتو ببری تعمیرگاه ، زرتی پاتو نداشته تعمیرگاه ، عیبش درست شه !! و تا پا تو از تعمیرگاه بذاری بیرون باز صداش در بیاد !!!
پیدا کنید کــــ.ون تنگ را »

که علت تب همه زایل شد ...


ای شهوت دل انگیز !

        مرا قاب دیوار کن
        و بر میخهایت،
            ذرات وجودم را بچشان

مرا خواب یک رویا کن
            و از سیطره ی وجودم ، شراب لبهایم را بنوشان

                             و از اندامم ، لذت وجودت را برگیران .

تقدیم به تمام دخترهای پریــــ...ــود سرزمینم . این شعر ادامه دارد

 

پ.ن ۱: عاقبت پیچوندن کلاس تنظیم و شب امتحان جزوه رو خوندن و سر جلسه تقلب کردن این میشه که یلدا (زن بهزاد و همه ی زنهای ایرانی ) سر طلاق حـــامــــ.ـله میشه . 

پ.ن۲ : نزدیک به نیم ساعت دستای نرم و گرمشو روی گوش و گردنم میکشید . چه حسی بم دست داده بود .
از این به بعد هر روز میرم پیشش موهامو کوتاه کنه . کثافت پسر نبود که یه تیککه خانم بود .

تب نامه

دیشب تو خوابم اومد .
هواش بارونی و رعداش برقی بود
داد تکراریشو صدا میکرد : " ترکـ.ـه ی بیـ.ــداد و ستـ.ــم مونـ.ــده هنـ.ــوز رو تـ.ــن ما "
میزد . شلاقهای بادیشو ، تا شعرش جون بگیره .
آتیش گرفت و داغ دلم رو با التهاب ، تاب داد .
از خواب که پریدم چوبه ی اعـ.ـدام به پا خاسته بود .
دل هوس تازه ای در سر میپروروند .
هوس فرار .
    هوس تکرار .
             آره
              تخــــ..ــمام روییدن

تب دارم . تب عزلت . تب استحاله .

تب نوشه های من منگل

مثل سگ هوس چرت و پرت گفتن زده به سرم . تو توالت که بودم این هوس افتاد به جونم .اینقدم حولم که نمیتونستم صبر کنم یه روز از پست قبلیم بگذره . ولی خب تحمل کرده بیدیم . پس نوش جونتون :

دوچیز رو به عنوان اضافه نوشت اول باید بگم : ۱- نمیدونم چرا نادیا یا حالا بعضی ها کامنتهاشونو میبندن ۲- وبلگهایتان فیــــل تــــر باد .

-میدیدم چند وقته احساس بزرگی میکنه و خودشو میگیره . امشب فهمیدم چندوقته که دوستاش یادش دادن که قلیون بکشه . کلی حرف بارش کردم با اینکه مثل سگ دلم میخواست خودمم چند کامی میگرفتم .

-دلم هوس سیگار و مشــ.روب و اینچیزا کرده البته همش با یک تــ.ـن لخت و سیــ.نه هایی که آویزان نیستند . است .

-میگفت تو سربازیش همه چی آزاد بود . مواد هرکی هرچی میخواست میتونست بکشه . ازش پرسیدم شبا خانوم هم تو سرباز خونتون میاوردن ؟ گفت نه بابا . گفتم آزادی رو تو چی میبینی ؟

-هنوز سرم درد میکنه . چشم چپ تیک گرفته . داره از حدقه میزنه بیرون . ابروم مدام پایین و بالا میره .

-۲ ساعت به پروازش بود . رفته بودم یه آهنگی رو واسش بلوتوث کنم . یکی از بچه ها زنگ زد گفت خونمون خالیه . ۱ ساعت مونده به پروازش رفت خونشون . و عقده هام برطرف شد !!!

-مثل سگ حشرم زده بالا . میخوام برم کــ.ـون بدم . فک کنم حال میده . آخه هر موقع میرم ان میکنم هرچی بزرگ و کلفت تر و سفت تر باشه بیشتر حال میکنم . دو .دول مردا هم همین خاصیت رو داره البته من میخوام برم به دوجـــ.نسه ها بدم . از همین الان پذیره نویسی در شعب کـــــــ.ونی ها امکان پذیر می باشد .

-میگن احــ.مدی نژاد همیشه تو فکر مردمه . فکر میکنم وقتی میره توالت بیشتر فکرش باز میشه و به راحتی راهکارهای ریــــــ.دن بر ملت گرامی و سربلند و با عزت ایران رو دقیقا مثل همونی که تو توالت انجام میده رو طرح ریزی میکنه . آخرشم میشـــ.اشه به همه و یه آب رو همه میریزه . آخ چی میشد وقتی شبا میره رو کار به فکرمون میبود اون موقع شاید دردی از ما ملت جـــ.ـغول اصلاحــــطلب که میله بارفیکس رو جای عالت گرامی و سوراخ ساکسیفون رو جای فـــرجه ی محترم ادای حاجت میکنیم ، دوا میشد .

-فهمیدم اشکال از کجاست . از عمه ی مبارک است که خوب فحش نخورده است .

-میدونین سوژه کجاست ؟ اونجاست که از فرت خواب کلاس ۸ رو میپیچونی و بعد مثل سگ ۲۰ کیلیومتر راه پر پیچ و خم رو تو ۱۰ دقیقه طی میکنی و میرسی به دانشگاه بعد میفهمی که استاد گرام نمی آید و استاد کلاس ۸ گفته که اگه یه بار دیگه نیاد بش بگین دیگه نیاد . یاد پراید بخیر !!!

-وسط مراسم تشییع جنازه دارم زار زار گریه میکنم پسره میاد سلام میکنه میگه من کنکور دارم ، دارم کلاس میرم و تست میزنم ، من به رشته کوفت علاقه دارم ، تو چی میخونی و چکار میکنی ؟ داد زدم : به تخــــــــــــــــممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم . پسره گفت موفق باشی . بش گفتم ک.... خر رو هر شب همنشین باشی !!! به گریه کردن ادامه دادم ....

-من mybaby جــــ.ـغ جیغ دارم . شما چه نوعشو دارین ؟ از موقعی که گرفتم دیگه شبا خواب آرومی دارم و هر شب خواب یه تن لخت رو میبینم که رو ابرا به جون هم افتادیم . البته شبا قبل خواب حتما شامپو تاخـــــیری صحت رو میزنیم . میدونم این یکی خیلی مزخرف بود .

-اسپیکرام بدجور حشرین که کارت صدای کامپیوترمو بکنن یه ماهی میشه واسشون شب نشینی راه ننداختم . هنوزم ننداختم . یه شعر خفن دارم واسه پست بعدی میزارم .

-تخـــــ.مــام از گرما  دارن میترکن . تب دارم . بلاخره بعد از تحمل کلی رنج و سختی موفق شدم انفلانزا بگیرم . به شما هم پیشنهاد میکنم بگیرین .